X
تبلیغات
گروه آموزشی درس تربیت بدنی استان گلستان - آمادگی جسمانی و مهارتهای بنیادی دانش آموزان دوره ابتدائی

گروه آموزشی درس تربیت بدنی استان گلستان

درباره فعالیتهای آموزشی درس تربیت بدنی در مدارس

آمادگی جسمانی و مهارتهای بنیادی دانش آموزان دوره ابتدائی

باران ورهرام

مقدمه :

آمادگی جسمانی را در یک نگاه بسیار ساده می توان به نردبانی تشبیه کرد که هر پله آن تکیه گاه محکمیست که یک ورزشکار موفق را برسکوهای بلند مسابقات و موفقیتهای ورزشی هدایت می کند . ولی رشته های ورزشی مختلفی که امروزه در سراسر جهان شناخته شده اند به ظاهر از همه پله های نردبان مورد نظر ما استفاده نکرده و به روی بعضی از آنها پا نمی گذارند . ولی بازهم بر سکوی قهرمانی می ایستند.

آیا آنها بدون در نظر گرفتن بعضی از عناصر و یا فاکتورهای آمادگی جسمانی به موفقیت رسیدند ؟ آیا تا به حال برای شما  این سوال پیش آمده است که یک پرنده طول یک دونده سرعت و یا یک تیرانداز چه احتیاجی به بالابردن استقامت عضلانی دارد ؟ در اینجاست که بحث استقامت ویژه حتی در ورزشهایی که سیستم تولید انرژی آنها دستگاه PC -  ATP (فسفاژن)می باشد ، به میان می آید و نقش این استقامت در حین تمرینات مستمر برای اجرای مفید و هر چه بهتر فعالیتهای مختلف برای یک ورزشکار بسیار تعیین کننده می شود . بنابراین تاحدودی امروزه به این درک می رسیم که تمام عناصر آمادگی جسمانی تقریباً در تمام رشته های ورزشی مختلف نقش دارند هرچند گاهی اوقات برای یک تماشاگر قابل روئیت نمی باشد .

همچنین موضوع قابل بحث در ادامه آمادگی جسمانی دوره ابتدائی مهارتهای بنیادی برای دانش آموزان مقطع ابتدائی می باشد که در کلاسهای اول و دوم تا حدودی سوم بصورت ویژه تری باید مورد بحث قرار گیرد .

این مقاله پیرامون شناخت هر چه بهتر آمادگی جسمانی و راه های تقویت آنها با وجود مشکلات پیش رو در مدارس و مهارتهای بنیادی و ارتباط بین انها و چگونگی بالابردن سطح کیفی و کمی و نقش انها در اجرای مهارتهای پیچیده و فعالیتهای شدید در سنین بالاتر(آینده)پلی ارتباطی ایجاد می کند .

آمادگی جسمانی :

مجموعه ای از عناصر متعددیست که این عناصر در سطوح مختلفی قابل طبقه بندی هستند .

اجزاء آمادگی جسمانی :

1- آمادگی وابسته به اجراوحرکت ؛ توان – سرعت – قدرت – استقامت عضلانی – چابکی – تعادل – هماهنگی – زمان عکس العمل     مادگآ

2- آمادگی وابسته به تندرستی ؛ ترکیب بدنی – استقامت قلبی و عروقی – انعطاف پذیری –

تذکر : در آمادگی اجرای حرکتی بربهبود اجرای فعالیتهای جسمانی و در آمادگی تندرستی بر زندگی بهتر توجه می شود . در اینجا بیشتر آمادگی وابسته به اجرا و حرکت مد نظر ماست که هر کدام را به اختصار تعریف می کنیم .

ترکیب بدن : درصد چربی بدن

استقامت قلبی و عروقی ؛ ظرفیت بیشینه کارکردی سیستم قلبی و تنفسی برای ادامه و حفظ فعالیت های جسمانی و یا کار دربرگیرنده گروه های عضلانی عمده در زمان طولانی .

انعطاف پذیری : دامنه حرکت مفصل و یا مفاصل ؛

قدرت عضلانی , مقدار بیشینه نیرو که بوسیله یک عضله و یا یک گروه عضلانی در مقابل یک مقاومت در طول یک انقباض بکار برده می شود .

استقامت عضلانی : توانایی یک عضله و یا گروه عضلانی برای تکرار انقباض عضلانی در مقابل یک نیرو و یا نگهداشتن انقباض برای مدت زمان طولانی .

توان : توانایی تولید نیرو در بیشترین سرعت آمیختن قدرت و سرعت درمدت زمان کوتاه .

زمان عکس العمل : فاصله زمانی بین ارائه محرک و شروع پاسخ .

تعادل : قابلیت حفظ تعادل در هنگام حرکت و یاسکون (حفظ توازن)

هماهنگی : قابلیت اجرای حرکات بطور موثر و ملایم .

سرعت: توانایی حرکت دادن سریع بدن .

چابکی : قابلیت تغییر جهت سریع همراه با کنترل .

به نظر محققان آمادگی جسمانی به آن دسته از توانائی های پایه و بنیادی انسان گفته می شود که به خودی خود وجود داشته و آموزش پذیر نیستند ، ولی دراثر تمرین پیشرفت می کنند ، مانند : قدرت ، استقامت و انعطاف پذیری .

در مقابل آمادگی حرکتی نیز به توانائی هایی اطلاق می شود که در اثر آموزش ایجاد می شوند ، اکتسابی هستند و از طریق آموزش و تمرین بهبود می یابند ، مانند : سرعت ، توان و چابکی (امروزه می دانیم با اثبات وراثتی بودن توانائی های آمادگی حرکتی، تقسیم بندی مذکور قابل قبول نیست)آزمون های مربوط به تقسیم بندی مذکورارائه شده است .

 

آمادگی حرکتی

آمادگی جسمانی

- توان پاها (پرش طول)

- چابکی(دو رفت و برگشت)9×4 متر

- سرعت(دو 60 متر)

- استقامت عضلانی کمربند شانه ای(کشش بارفیکس)

- اسقامت عضلانی کمربند شانه ای آویزان شدن بازو جمع از بارفیکس

- استقامت عضلانی شکم (دراز و نشست)

- استقامت قلبی و تنفسی (دوی 540 متر)

 

در یکی از جدیدترین تقسیم بندی های موجود آمادگی جسمانی ، برایان شالکی آنرا به دو بخش آمادگی عضلانی و آمادگی انرژی تفکیک کرده و اعتقاد دارد که بسیاری از مربیان ورزشی این نوع تقسیم بندی را در تنظیم برنامه های تمرینی ورزشکاران خود موثر می دانند .

آزمون های مربوط به آمادگی جسمانی در دو بخش آمادگی عضلانی و آمادگی انرژی

آمادگی انرژی

آمادگی عضلانی

* توان هوازی (دوی یک مایل /9دقیقه، دوی 5/1 مایل /12 دقیقه)

* توان بی هوازی(آزمون توان 30 ثانیه ای وینگیت)

 

- انعطاف پذیری(رساندن دست درحالت نشسته)

- چابکی (دوی رفت و برگشت 9×4 متر)

- تعادل(ایستادن روی یک پا)

- سرعت (دوی سرعت 50 یارد)

- استقامت عضلانی شکم (دراز و نشست)

- قدرت واستقامت عضلانی کمربندشانه ای (کشش بارفیکس و شنای روی دست )

 

در اینجا معلم تربیت بدنی تمامی عوامل آمادگی جسمانی را می شناسد و همچنین شیوه تمرینات ، بالابردن سطح هرکدام از آنها ، تدریس و شناساندن آنها به دانش آموزان و روشهای ارزشیابی هرکدام را می داند و برای اجرای تمامی آنها کاملاً آمادگی دارد.(که بیشتر در اینجا دانش آموزان کلاس چهارم وپنجم ابتدائی موردبحث هستند

اما مشکل بزرگی که پیش روی معلم ورزش در سر کلاس تربیت بدنی وجود دارد که دیگر مسائل را تحت پوشش خود قرارداده و مانع اجرای خواسته های او می شود ورزشی زیبا ، دوست داشتنی ،پرطرفدار ، و متاسفانه تباه کننده زمان و خیلی از فرصتها مخصوصاً در جامعه ی امروز ما می باشد . (فوتبال) که با زیبایی های خودش و به خاطر درآمد زایی آن ، تبلیغات وسیع رسانه ای باعث شده که دانش آموزان را از همان ابتدا به سمت خود کشیده است ولی در نهایت تعداد بسیار بسیار انگشت شمار از یک جامعه بسیار وسیع تنهانمی توانند در راهی که به موفقیت در آن ختم می شود برسند و تنهاچیزی که می ماند انسانهای بسیار زیادی هستند که به این ورزش پرداخته و هرچه که داشته گذاشته اند و در آخرجزء آه و حسرت و موی سپید چیزی برایشان نمانده است . همیشه می گویند کاش از موقعیت و استعدادهای خود و توانائی های بدنی در رشته ورزشی دیگری استفاده می کردیم .

تذکر: البته همه ی این حرف ها به این معنی نیست که فوتبال بازی نکنیم و یا اینکه به ورزش دیگری که علاقه نداریم اجباراً بپردازیم .

بلکه منظور این است با گسترش رشته های ورزشی مختلف و تبلیغات رسانه ای رشته های ورزشی دیگر را نیز مانند فوتبال برجسته کنیم و زیبایی های آنها را نشان دهیم تا ورزش و فعالیت بدنی ما از تک محصوله بودن خارج شود .

نتیجه گیری :

چه ارتباطی بین فوتبال و آمادگی جسمانی ابتدایی وجود دارد ؟به نظر من نباید یک معلم تربیت بدنی نسبت به ورزش فوتبال بعنوان یک مشکل نگاه کند اولاً تمامی فاکتورها آمادگی جسمانی در ورزش فوتبال وجوددارد ولی اگر بخواهیم به روی هر کدام از آنها بصورت تاکیدی کارکنیم نمی توانیم در غالب فقط این ورزش به همه ی انها رسیدگی کنیم . بنابراین به نظر شخص من یک معلم ورزش بجای دور کردن بچه ها از فوتبال با نگاهی تیزبینانه و کارشناسانه از این مشکل یک فرصت می سازد .

مثال : آزمونی که برای ارزیابی چابکی به عمل می آید و یکی از روشهای بالابردن سطح آن نیز میباشد دویدن 9×4 متر می باشد . ما می توانیم با گذاشتن توپ در نقطه ای که نسبت به یک خط دارای 9 متر فاصله می باشد و همچنین گذاشتن یک دروازه و دروازه بان در فاصله چند متری در مقابل توپ دانش آموز را به هدفمان که تقویت چابکی اوست ترغیب کنیم . با این روش که او بعد از سوت ما از پشت خط شروع به دویدن کرده به کنار توپ دست می زند ، مجدداً به سمت خط برمی گردد و دوباره این کار را تکرار می کند و در پایان مسیر شروع حرکتش را را بسمت توپ ادامه داده و با یک ضربه پنالتی به سمت دروازه کار را به پایان می رساند . در اینجا دانش آموز خوشحال از ضربه پنالتی و معلم خوشحال از اینکه توانسته تمرین چابکی را بدون مقاومت و مخالفت دانش آموز به اجرا برساند . همچنین می توان برای تمرین و تقویت تعادل او یک چوب موازنه روی زمین تعبیه کرده و دانش آموز را برای ضربه زدن به توپ (ضربه پنالتی)مجبور به عبور از روی آن به شرط حفظ تعادلش کرد . در اینجا کاملاً معلم از ضربه پنالتی که بخشی از بازی فوتبال است بعنوان یک طعمه برای مقاصد خودش که در واقع به صلاح دانش آموزان است استفاده می کند . اگر این فعالیتها(فاکتورهای آمادگی جسمانی)بدون حضور توپ و دروازه باشد دانش آموز کوچکترین میلی به اجرای آن ندارد و به خاطر نارضایتی او معلم نیز بعد از مدت کوتاهی از اجبار کردن آنها به این کار خسته شده و در برابر مخالفت و مقاومت آنهاسرفرودمی آوردوباز همان داستان همیشگی.«یک توپ بندازوسط وبچه ها مشخصاً فوتبال بازی کنند»دراینجا ما می توانیم بگوئیم یک معلم ورزش آگاه کسیست که تهدیدها را به خوبی به فرصتها تبدیل کند .

این موارد ذکرشده در مورد آمادگی جسمانی بیشتر در کلاسهای چهارم و پنجم صدق می کند و باید در نظر داشت ما دردنیایی هستیم که بعنوان مثال : یک دختر چینی 13ساله در ژیمناستیک مدال طلای المپیک را کسب می کند ، بنابراین ماهم باید با علمی کردن هرچه بهترعملیات ورزشی خود بازدهی ورزش استان و کشورمان را سرعت ببخشیم و توانائی همین دانش آموزان ابتدائی را دست کم نگیریم و با یک ملاحظه افراطی نسبت به سن شان به آنها نگاه نکنیم .

* آموزش حرکات بنیادی {movement education}

آموزش حرکات بنیادی یکی از متاداول ترین الگوهای سنتی در برنامه ریزی تربیت بدنی است . این الگو ، محتوای تربیت بدنی را در مجموعه حرکاتی تعریف می کند که استفاده ازاین حرکات یادگیری راسرعت می بخشد .هدف آن تمرین حرکات روزمره ونیزکسب مهارت برای حفظ این حرکات است .

انسان چگونه حرکت می کند؟ انسان چرا حرکت می کند ؟ در جستجو برای اینکه چطور می توان محتوای تربیت بدنی را طراحی کرد پاسخ به دو سوال فوق محتوای الگوی حرکات بنیادی را تشکیل می دهد . در این الگو ، سطوح مرتب شده حرکات بویژه در دوره ابتدائی در نظر گرفته می شود .

موضوعاتی شامل : نقش بدن ورابطه آن با فضا ، زمان ، نیرو و حرکت برای طراحی این الگو استفاده می شود . تاکید در این الکو برکشف مهارتهای حرکتی مختلف در حوزه های از قبیل حرکات ریتمیک (رقص)، بازی و ژیمناستیک است .

در این الگو ازروش اکتشاف ، راهنمایی شده حرکات حل مساله استفاده می شود . دانش آموزان راه هایی را برای استفاده از بدنشان را خلق می کنند تا به نتایج معینی دست یابند .

طبق الگوی آموزش حرکات بنیادی،برنامه درسی حول پرسشهای زیرطراحی می شود:

در چه جهاتی می توانید حرکت کنید ؟ (فضا)

چه چیزی را می توانید حرکت دهید ؟ (آگاهی از بدن)

چگونه می توانید حرکت کنید ؟ (نیرو ، تعادل ، انتقال وزن)

چگونه می توانیدبهتر حرکت کنید ؟(زمان ، حرکت)

گرچه الگوی مذکور بطور وسیعی در تربیت بدنی استفاده شده است ، اما چنین بنظر می رسد که بیشترین کاربرد آن دبستان باشد . در این الگو کودک یادمی گیرد چگونه حرکت کند و درانجام حرکات متنوع چگونه از بدن و فضای اطراف بهره مند گردد .

چارچوب آن را آگاهی های بدن ، شناسائی فضایی و کیفیت های حرکتی ، که شامل : قدرت ، سرعت و انعطاف پذیری می باشند تشکیل می دهند .

ماهیت این الگو چنان است که همه کودکان را به حرکت و فعالیت تشویق می کند.ازاینرو،درک صحیح ازچارچوب این الگو برای مربیان ضروری است

حرکات بنیادی مجموعه ای از این حرکات است : دراز کشیدن ، نشستن ، ایستادن ، راه رفتن ، دویدن ، لی لی کردن ، پاس دادن ، دریافت کردن ، حرکات انتقالی و غیر انتقالی و ...  که بنظر من هرکدام از اینها بصورت تجربی در زندگی دانش آموزان بوقوع می پیوندد و اینکه ما در غالب یک کلاس رسمی و آموزشی بخواهیم به آنها آموزش دهیم به طور چشم گیری نمی تواند جذابیت و پذیرش از سمت دانش آموزان داشته باشد .به این منظورتعریف یک تجربه کاری فکر می کنم در اینجا خالی از لطف نباشد .

* یک تجربه کاری ؛

یک روز صبح در ساعت اول آموزشی که با دانش آموزان کلاس دوم ابتدائی کار می کردم ودر آن جلسه روی دو اجزاء تشکیل دهنده مهارتهای بنیادی (پاس دادن – دریافت کردن)تمرکز کرده و درحال اجـــرای آن بوسیله دانش آموزان بودم که دو دانش آموز به نامهای حامد و ســهیل در انتهای صف روبروی هم قرار گرفته و یکی پاس می داد و بعــدی دریافت می 

متوجه شدم نسبت به دانش آموزان دیگر درفرا گیری این مهارت بسیار نا موفق تر عمل می کنند و تقریباً وقتی کارآنها را با چشم تعقیب می کردم از هر 5 پرتاب 4 تای آن یا در پاس و یا در دریافت دچار مشکل و اختلال بود . بنابراین به سمت آنها رفته و با کمی تغییر در جا گیری آنها و عنوان کردن شیوه پرتاب و دریافت به صورت صحیح تر و با اجرای حرکت توسط خودم به آنها آموزشی کوتاه در حد فهمشان دادم ولی بازهم کار در ادامه نتیجه چشم گیری نداشت بعد از پایان کلاس و به صدا درآمدن زنگ تفریح از پنجره دفتر به بیرون و بازی کردن دانش آموزان در حیاط مدرسه نگاه می کردم . که ناگهان حامد را دیدم که با دست راست یک نارنج رابه سمت سهیل پرتاب کرد و با کمال تعجب دیدم که سهیل آن نارنج را که از فاصله حدوداً 10 متری به طرف سینه اش در حرکت بود قبل از برخورد با زیبایی هر چه تمام تر با دو دستش نارنج را گرفت . سریع پنجره را باز کردم و با تذکر دادن به آنها که اجازه ندارند اینکار را (در محیط مدرسه)دوباره تکرار کنند مانع از ادامه آن شدند . ولی چیزی که در اینجا برایم بسیار جالب بود این است که چطور حامد و سهیل توپ پلاستیکی به آن برزگی را در فاصله5 متری نمی توانستند به هم دیگر پاس داده یا از هم دیگر دریافت کنند ، اما در اینجا یک نارنج کوچک را از فاصله 10 متری با سرعت بسیار زیاد به هم دیگر پاس داده و دریافت می کنند ؟

بنظر من بخش آموزشهای مهارتهای بنیادی و اجرای آن ابتدائی ترین کار و در ادامه بصورت یک فرآیند همیشه در جریان است . در واقع اجرای صحیح راه رفتن ، دویدن ، لی لی کردن ، پاس دادن ، دریافت کردن ، حرکات انتقالی و غیر انتقالی ریشه های اعظم زندگی فیزیکی ما هستند و ما با قانون دادن به همین حرکات و با کمک گرفتن از ابزار و وسایل مختلف ورزشها را بوجود می آوریم . در حقیقت موضوع قابل ذکر در اینجا با اینکه بحث ما در مورد روش تدریس نیست ولی در اینجا می توان ذکر کرد که بهترین روش در آموزش مهارتهای بنیادی همان روش کلاس داری آزادانه که توام با آزمایش و خطاست می باشد و اینکار اگر هرچه بیشتر از ظاهر کلاس و یک زنگ درسی خارج شود نتیجه بهتری می دهد .

نتیجه گیری :

در واقع می توان گفت اجرای مهارتهای بنیادی بصورت غریزی در ما وجود دارد و فیزیک بدنی ما ایجاب می کند که ما با آموزش و یا بدون آموزش این مهارتهارا انجام دهیم . بعنوان مثال : مشاهده و تقلید دو اصل  یادگیری می باشد اما اگر کودکی تا کنون لی لی کردن را بهیچ شکل ندیده باشد بازهم به خاطر ساختارفیزیکی بدنش بدون شک اینکار را انجام می دهد . در واقع اجزاء ساده و غیر پیچیده مهارتهای بنیادی ازهمان ابتدا با تجربه بسیاراندکمان در سنین پائین بوجودمی آیند و کلاس آموزش شاید فقط اسم مهارت را برای اولین بار به شاگرد معرفی می کند نه شکل اجرای آنرا ، هر چندآموزش اشکالات و کاستی های مهارت را بهبود می بخشدنر

 ولی اولین بخش اجرای مهارت نیست. ما می توانیم با گذاشتن چند وسیله در اختیار بچه ها (دانش آموزان کلاس اول و دوم و تا حدودی سوم در اینجا بیشتر مورد بحث ما هستند)و بدون گفتن اینکه باآنها چه کنند یا چه بازی بکنند اختیار استفاده از وسایل و اختیار انتخاب بازی را به آنها واگذار کنیم و فقط آنها را با تذکراتی از خطرات احتمالی دور نگهداریم و بگذاریم بازی کنند و بخواهیم که مارا هم در بازی خود شرکت دهند . 

منابع و ماخذ :

 - سنجش و اندازگیری در تربیت بدنی و علوم ورزشی ص 147 تا152 .تالیف دکتر محمودشیخ،مهدی شهبازی،شهزادطهماسبی بروجنی ، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه تهران , انتشارات بامدادکتاب 

- روشهای آموزشی در تربیت بدنی ، ص 140 تا141 ، زین العابدین فلاح . دانشجوی دکترا و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان ، محمد بهشتی , کارشناس ارشد تربیت بدنی ؛ ناشر : موسسه فرهنگی و انتشاراتی مختومقلی فراغی (سارلی)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 22:22  توسط گروه آموزشی درس تربیت بدنی   |